X
تبلیغات
رایتل
 
رویاهای نازپری
طفیل هستی عشقندآدمی وپری ارادتی بنما تا سعادتی ببری
شنبه 26 آذر‌ماه سال 1390 :: 01:49 ق.ظ ::  نویسنده : فروزان       

 

یادته فروزان

که خاتون ننه

می نشست توی حیاط

بساط قلیونش به راه بود

تو خیلی ذوق می کردی

همش براش پادویی می کردی

ذغالشو براش درست می کردی

اصلا از اون دود قلیون خیلی لذت می بردی

یه بار نیگات کرد:

دوست داری قلیون بکشی؟

من من کردی:

«نمیدونم»

گفت: بیا یه بار با من بکش ...

قبول نکردی!!!

سالها بعد با هم داشتیم از دبیرستان میومدیم

رفتی دو تا سیگار خریدی

گفتی بیا بکشیم

اونقدر ذوق داشتی که اخم منو ندیدی

خلاصه با هم کشیدیم

گفتی اونقدرا هم جالب نیست

پس چرا خاتون ننه

هر شب قلیون چاق می کرد؟؟؟

گفتم اگه من و تو هم هر روز بکشیم

مجبوریم هر غروب قلیون چاق کنیم

خیلی خندیدی

راستی باز هم سیگار کشیدی

راستش من کشیدم

دلم برات تنگ شده بود

خب  سیگار کشیدم

یادت کردم

بده ....



پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 32217