X
تبلیغات
رایتل
 
رویاهای نازپری
طفیل هستی عشقندآدمی وپری ارادتی بنما تا سعادتی ببری
یکشنبه 14 اسفند‌ماه سال 1390 :: 03:03 ب.ظ ::  نویسنده : فروزان       





نمیدونم چرا حالاکه از کبری خانوم حرف زدم

همین چند روز پیش هم خودشو دیدم

خیلی پیر نشده بود

هنوز هم اثار رشادت را در اندامش داشت

سینه سپر

شونه پهن

و خرخر صدا

ولی هنوز هم خوشگل بود

 وخب پیر شده بود دیگه

خیلی بوسیدمش 

یاد اون همه دعوا افتادم

 اون همه کتک کاری

ولی خب 

اونم صفایی داشت

گفتم کبری خانوم نمیای چهارشنبه سوری محله ما؟

گفت نمیدونم ... دست من که نیست

اگه بشه میایم

ببین چه شود اگه اونا هم بیان ....



پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 32315