X
تبلیغات
رایتل
 
رویاهای نازپری
طفیل هستی عشقندآدمی وپری ارادتی بنما تا سعادتی ببری
پنج‌شنبه 6 شهریور‌ماه سال 1393 :: 01:22 ب.ظ ::  نویسنده : فروزان       





کلامی شده ای میان دفتر خاطراتم

رویایی شده ای بین آرزوهای دورم

شاید آرزوم شده یه بار دیگه

بریم باغ و انجیر بچینیم

اون موقعها اگه یه روز حال و حوصله خاک و مورچه های باغو نداشتم

ولی الان با حسرت میخوام که بریم باغ و کنار حوض لاجوردی بشینیم و انجیر بکنیم

و توحوض بشوریم

و بعدش با لذت بخوریم

اشکال نداره اگه دوست نداشتم انجیر بخورم

اخه دستمو میسوزوند شیره انجیر

ولی الان که دیگه پیر شدمو وهمه میگن وقت داماد دار شنته

دلم میخواد برم وباغ وفقط بشینم و درختارو نگا کنم

از هیبتشون لذت ببرم

شهر داری میخواد باغ بزرگ بچگیمو پارک کنه

چقدر حیفم میاد اونجا رو از دست بدم

حس می کنم دیگه جایی برای آرامشندارم

کاشکی غول ناشناس بچگیم ظاهر میشد همین الان




پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 32315